۲۰ بهمن ۱۳۸۶

فراربزرگ


گاهی آدم کارائی می کنه که فقط می شه گفت خريته : خوب ما هم ديشب از اين کارا کرديم ، چيه ، چرا اخم می کنی ، به پاشوره زدن که ماليات نداره


شب داشتم همينجور هلک هلک ، تو اوتوبان شلوغ ، تو لاين وسط ، رانندگی می کردم ، يه وانت نيسان ، از سمت راست کوبيد به ماشينم و سبقت گرفت ، تا اومدم به خودم به جنبم چند ماشين رد کرده بود ، شمارشو نديدم ، کله خریم گل کرد و همچين با چندتا لائی کشيدن انداختم پشتش ، پلاکش گل مالی شده بود ، احتمالا دزد بودن ، با بوق زدن ، خواستم نگهش دارم ، ولی اون سرعت و زياد تر کرد و فاصله گرفت ، دوباره رگ اصيل شوماخری بيدار شد ، جلدی دوباره بهش رسيدم ، يارو نمی تونست در بره ، بدجوری گير کرده بود ، از اوتوبان زد بيرون ، منم سپر به سپر چسبيده بودم بهش

راننده تنها بود ، قلچماغ بنظر نمی اومد ، حريف بودم ، رفت تو يه کوچه فرعی و خلوت ، اولش ترسيدم ، يواش کردم ، بعدش به خودم گفتم: من بچه خيابون نواب ، از يه گرو گور کم بيارم؟ زد بغل ، منم چسبوندم به در راننده ، مثلا اوستا بازی در آوردم ، پريدم پائين

چشمتون روز بد نبينه ، از در سمت شاگرد ، نفری که تو صندلی فرو رفته بود و ديده نمی شد و خيلی هم گردن کلفت بود با يه چماغ پريد پائين ، راننده هم از همون طرف با يه دشنه اومد پائين ، هردو تا هم يه نيشخند می زدن ، يعنی جوجه ، چيه ، فرمايشی بود

مرگ و جلو چشمم ديدم ، داشتم دو دقيقه پيش تو ماشين گيتار ملودی گوش می کردم آ ، به همين راحتی يعنی ما مرديم ، حالا من که خيلی کار دارم

راننده دستی ماشينشو نکشيده بود ، ماشينش عقب عقب تو سر پائينی دور گرفت ، راننده دوئيد دنبال ماشين ، اون يکی هم با نگاه ، راننده رو دنبال می کرد ، عصايی قفل فرمون و از رو صندلی بغل برداشتم زدم رو دست يارو ، چوبش افتاد ، دستشو گرفت و از درد خم شد ، آدرنالين بود که تو خونم از طريق غدد مربوطه ريخته می شد ، پريدم تو ماشينم و د درو ، تو آينه نگاه کردم ، وانت افتاده بود تو يه جوب گنده ، يه لنگش هوا بود ، اون يه کی هم مشغول دستش بود

تو پارکينگ خونه ، هنوز زانوهام از ترس می لرزيد ، اومدم پائين ، سپر جلو يه کم خط افتاده بود ، ولی خودم خال بر نداشته بودم ، عجب کاری کرده بودم ، اصا بنده از اين ببعد بچه ناف محله سوسولام ، هيچم دل و جراًت ندارم

۲ نظر:

ناشناس گفت...

وااای عمو فرزاد!!!!! انقذه خندیدم که نگو!!! آدمو یاد فیلمای آرتیستی انداختینD:. ولی خب باید بیشتر مراقب باشین، دیگه انقدم بچهء نواب بچهء نواب نکنین!!! اون مال قدیم ندیما بود که حتی آدمای لات هم یه مرامی داشتن نه اینکه دو نفری بیفتن سر یه نفر!!
امیدوارم که دیگه از این اتفاقا براتون نیافته

ناشناس گفت...

oo,
baba in che vaziye...kolli khatarnak shodin aghaye raees...in kara chiye?
albate dar morede nahveye estefade az asaayee mitoonin ye mashverati ba parisa bokonin...ishoon pishkesvat tashrif daran!!!!!!!!!!!!!!!!!!